در زمان سلسله شانگ، کشاورزی پیشرفت زیادی داشت و صنعت غلات نیز مقیاس خاصی را تشکیل داد. اگرچه تعداد پارچههای ابریشمی سلسله شانگ کشفشده توسط باستانشناسی محدود است، اما پارچههای ابریشمی ژاکارد ظاهر شدهاند که نشان میدهد فناوری بافندگی در آن زمان به سطح قابل توجهی رسیده است.
در طول سلسله ژو غربی، حاکمان از قبل به شدت تولیدات صنعتی را سازماندهی و مدیریت کرده بودند و فناوری تولید ابریشم در مقایسه با سلسله شانگ بهبود یافته بود.
دوره بهار و پاییز و دوره کشورهای متخاصم دوره گذار از برده داری به فئودالیسم در تاریخ چین بود. نیروهای مولد و الگوهای اجتماعی و اقتصادی دستخوش تغییرات شگرفی شده اند. صنعت غلات و ابریشم نیز مورد توجه قرار گرفته و توسعه توت کشاورزی به یک سیاست مهم ملی برای آبادانی کشور و مردم تبدیل شده است.
در دوره کشورهای متخاصم، کشاورزانی که کشاورزی و صنایع دستی را با هم ترکیب می کردند به واحدهای تولیدی اساسی جامعه تبدیل شدند و صنایع دستی بخش مهمی از اقتصاد کشاورزی شد. تخصص تولید ابریشم آشکارتر است و برخی از فناوری ها نسل به نسل منتقل شده و به سطح بسیار بالایی رسیده است. ابریشم تقریباً در همه جا قابل تولید است و انواع ابریشم نیز به وفور یافت می شود که عمدتاً به سه دسته ابریشم، ابریشم و ابریشم تقسیم می شوند. پیدایش بروکات نقطه عطف مهمی در تاریخ ابریشم چینی است. عملکرد عالی ابریشم را با هنرهای زیبا ترکیب می کند. این نه تنها یک ماده لباس نجیب، بلکه یک اثر هنری است. این امر مفهوم فرهنگی و ارزش تاریخی محصولات ابریشم را بسیار بهبود بخشیده است و تأثیر گسترده ای دارد. در این زمان ابریشم چینی به هند نیز راه یافت. کتاب کدیلیه سیاستمدار و فیلسوف هندی"Politic Affairs" حاوی کلمه cinapatta است که به معنی"؛ بسته ای از ابریشم چینی است." علاوه بر این، از بسیاری از شخصیتهای زبان سانسکریت میتوان دریافت که مردم هند باستان نسبت به یونانیان و رومیها درک بسیار دقیقتری از ابریشم داشتند. آنها می دانستند که ابریشم را کرم ها تف می کنند و ابریشم را از پیله می کشند.





